با حلولش بر نخیزد جز فغان از عاشقان طاق ابروی محرم را حلالی دیگر است
سلام بر ماه محرم و سلام بر حسین بن علی(ع) که جان عزیز خویش فدا نمود تا آزادیخواهی و عدالتطلبی همواره در طول تاریخ پرفراز و نشیب زندگی انسانها پررنگترین و معنا بخشترین واژهها باشد. فریاد بلند و رعدآسای «هیهات منا الذلة» حسین بن علی(ع) هنوز از دل صحرای کربلا با همان حرارت آتشین به گوش جان همه مشتاقان راه حقیقت میرسد، گویی که با گذشت قرنها هنوز دلسوختگان امام حسین(ع) از روز واقعه داغی جانسوز به تن و جان خود دارند که هیچ مرحمی التیامبخش آن نیست.
مؤمن شبزندهداری را نمیتوان يافت كه در عبادات شبانه و مخفيانهاش به ياد امام حسين(ع) و ياران دلدادهاش بيفتد و اشكی از چشمانش برای مظلوميت آنها بر گونهاش روان نشود. چراكه غم عاشورا در تمامی دلهای عاشق نشسته است و چون آتشی، گرمابخش و روشنیدهنده خانه جان همه دوستداران آزادگی و مردانگی است.

اماما! وقتی محرم محجوبانه قدم به خانه دلمان میگذارد، ناخودآگاه در میيابيم كه گويی تمامی روزها، سالها و ماهها در گذر هستند تا اين ماه عزيز فرا برسد و نام تو بر زبانها جاری شود. با شنيدن نام تو به يكباره تمامی لحظات از حركت عادی خود باز میمانند و به سوی درك دوباره وجود نازت متمايل میشوند و همه چيز تنها تو را صدا میزند.
اين گونه است كه در ماه محرم اگر گوش جان را به واسطه صفای باطنمان بگشاييم، به خوبی میتوانيم ندای «هیهات منا الذلة» حسين بن علی(ع) را در همه جا بشنويم. به نظر میرسد در اين ماه همه عناصر تشكيلدهنده هستی، سكوت میكنند تا صدای عدالتخواهی امام حسين(ع) در همه جا انعكاس پيدا كند و شور و شوق يگانهاش برای ديدار با پرودگار در جان همه چيزها كه ميل به زنده شدن در آنها بيدار شده نفوذ كند. از همين روست كه از زمستانی هم كه منتهی به بهار میشود میتوان بهار جاودانگی امام حسين(ع) و ماندگاری ابدی همه يارانش را در همه اذهان بيدار نظاره كرد و دلباخته شور و شوق ناب او برای رسيدن به معبود يگانهاش شد و دل از دنيا كند و با قدم گذاشتن در راه او به عالم معنا و ماندگاری رسيد.

اگر امروز به صفحات ورق خورده تاريخ نگاهی بيندازيم به وضوح خواهيم ديد شور و شوق زندگی گهربار امام حسين(ع) برای رسيدن به حضرت دوست بعد از شهادت مظلومانهاش هم در تمامی ذرات عالم منعكس شده تا عشق به حسين(ع) از نسلی به نسل ديگری و تا به امروز همچنان در قلوب همه دوستدارانش باقی بماند.
خلاصهای از زندگانی امام حسین(ع)
سومین پیشوای شیعیان در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود، ایشان دومین ثمره پیوند مبارک حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت فاطمه(س) بود، امام حسین(ع) در دوران عمر خود به شجاعت، آزادگی و ایستادگی در برابر ظلم و ستم شهرت داشت، وی شش سال از دوران کودکی خود را در زمان جد بزرگوارش سپری کرد و پس از رحلت آن حضرت 30 سال نزد پدرش امیرالمؤمنین علی(ع) زندگی کرد و در حوادث مهم دوران خلافت ایشان به صورت فعال شرکت داشت، پس از شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) در سال 40 هجری به مدت 10 سال در کنار برادر بزرگ خود امام حسن(ع) حضور داشت و پس از شهادت امام حسن(ع) در سال 50 هجری به مدت 10 سال در اوج قدرت معاویه ملعون بارها با وی پنجه درافکند و پس از مرگ وی نیز در برابر حکومت پسرش یزید قیام کرد و در دهم محرم سال 61 هجری در سرزمین کربلا به شهادت رسید.
اخلاق و رفتار امام حسين(ع)
با نگاهى اجمالى به 56 سال زندگى سراسر خداخواهى و خداجويى امام حسين(ع)، درمیيابيم كه همواره وقت او به پاكدامنى و بندگى و نشر رسالت احمدى و مفاهيم عميقى والاتر از درك و ديد ما گذشته است.
آن عزيز، به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسيارى داشت، گاهى در شبانهروز صدها ركعت نماز میگذاشت و حتى در آخرين شب زندگى دست از نياز و دعا برنداشت. حضرتش بارها پياده به خانه كعبه شتافت و مراسم حج را برگزار كرد.
ابن اثير در كتاب اسدالغابة مینويسد: «كان الحسين رضى الله عنه فاضلا كثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال الخير جميعها»، حسين (ع) بسيار روزه میگرفت و نماز میگذارد و به حج میرفت و صدقه میداد و همه كارهاى پسنديده را انجام میداد.
شخصيت حسين بن على(ع) آن چنان بلند و دور از دسترس و پرشكوه بود كه وقتى با برادرش امام مجتبى(ع) پياده به كعبه میرفتند، همه بزرگان و شخصيتهاى اسلامى به احترامشان از مركب پياده شده، همراه آنان راه میپيمودند. احترامى كه جامعه براى حسين بن علی(ع) قائل بود، به آن جهت بود كه وی با مردم زندگى میكرد، از مردم و معاشرتشان كناره نمیجست، با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگران از مواهب و مصائب يك اجتماع برخوردار بود و بالاتر از همه ايمان بیتزلزل او به خداوند، وی را غمخوار و ياور مردم ساخته بود.
امام حسين(ع) و حكايت زيستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد كردارش نه تنها نمونه يك بزرگمرد تاريخ را براى ما مجسم میسازد، بلكه او با همه خويشتن، آئينه تمام نماى فضيلتها، بزرگمنشیها، فداكاریها، جانبازیها، خداخواهیها و خداجويیها میباشد، وی به تنهايى میتواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد. بودن و رفتنش، معنويت و فضيلتهاى انسان را ارجمند نمود.

نهضت عاشورا
عاشورا، فریاد بلند مقاومت در برابر تحریف اسلام است. عاشورا، فریادى علیه بىتفاوتى و بىطرفى در جنگهاى حق و باطل سراسر تاریخ است. عاشورا، آواى اعتراض سیدالشهدا(ع) به نشستن ناصالحان بر كرسى حكومت امت اسلامى است.
عاشورا، بىتفاوتى حكومتها نسبت به سه مسئله مهم «حقیقت»، «عدالت» و «فضیلت» را محكوم مىكند و حمایت دولتمردان از باطل و بیداد و فساد را بزرگترین منكرات اجتماعى مىداند، كه امام شهیدان در برابر آن به پاخاسته و همه رنج را در مقابله با این منكر بزرگ و بنیادى تحمل كرده است.
حماسه عاشورا سر فصل عشق و شور و عرفان بزرگ مردان الهی و نشان آفرینش عزت و اقتدار و آرمانگرایی بزرگ زنانی است كه حیات اسلام ناب محمدی(ص) و آزادگی و آزادی را امداد جاودانه پایمردی و استقامت خود ساختهاند، نهضت حسینی و انقلاب فیاض و جوشان عاشورا یك بعثت بدون وحی و شكفتن گلبانگ توحید در چكاچك شمشیر بر بلندای سر نیزههاست، كربلا عرصه انفجار نور و ظهور حماسه از یك سو و تبلور قساوت و حد اعلای فاجعه از طرف دیگر است و نینوا سرزمینی بیمانند برای نمایش تمامی عشق بر پرده هستی است، واضح است كه دایره آفرینش را بیكربلا وجودی نیست منظومه معارف عارفان و سیر سالكان الیالله و جهاد مجاهدین فیالله و مجاهده عالمان فی سبیلالله را بیحسین(ع) و زینب(س) در باغ خاطر نمیتوان گذراند. به راستی اگر معمار ازل در خزانه خارج از وصف آفرینش، گوهری چون حسین(ع) و مرواریدی چون زینب(س) نداشت، كار كدامین نبی به كمال میرسید و راه كدامین رسول به نهایت پیوند میخورد؟ امام حسین(ع) و عاشورا و حضرت زینب(س) ناموس دهر و باعث بقای هستی و تداوم راه پاكان و صالحان برای همیشه تاریخ بشر هستند، از پیامبران اولوالعزم(ع) تا مردمان عادی همه در جستجو و رهپوی مردان و زنان روزگار و سرزمینی هستند كه پرچم هدایتشان در دستهای استوار زینب(س) و نهال آرزویشان در چشمهسار همیشه جوشان حسین(ع) استقرار یافته و نور خود را در چهره گلگون عاشورا به نظاره مینشینند.